پس خدا کو ؟
|
|
در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش نه پشتی دارد که سواري دهد نه پستاني که او رابدوشند .
امام علي (ع) نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
سجده
تنبلي در كار و درد در مكان هاي مختلف! راه حل چيست!!؟؟ تا کنون روشهاي مختلفي براي تخليه بارهاي الکتريکي منفي از بدن electric discharges body ارائه شده اند از قبيل : استفاده از دستگاههي مختلف ، ورزشهاي متنوع از قبيل يوگا ، تاي چين ، مديتيشن ، پياده روي با پاي برهنه ، خوابيدن بدون پيراهن بر روي زمين ، .....(با جستجو در اينترنت انواع آنها قابل دسترسي است ) اما اخيراً : يك دانشمند غير مسلمان (از اروپا) تحقيقاتي را شامل يافتن بهترين روش براي خارج كردن امواج الكترومغناطيسي كه به بدن آسيب مي رساند را انجام داده است : با گذاشتن پيشاني تان بيشتر از يك بار بر زمين، زمين امواج الكترومغناطيس مضر را تخليه خواهد كرد!اين شبيه اتصال به زمين Grounding ساختمانهايي است كه احتمال برخورد سيگنالهاي الكتريكي مانند (رعد و برق) به آنها وجود دارد تا امواج از طريق زمين تخليه شود. بنابراين سر را بر خاك بگذاريد تا بارهای الكتريكي منفی تخليه شود! بنابراين سجده در نمازتان: بهترين راه براي تخليه سيگنالهاي مضر از بدن است ! اين همچنين كمال مطلوب براي نزديكي به قادر مطلق است، او كه جهان را اينگونه خلاق آفريد ! قادر متعال همواره از ما
چيزي را مي خواهد انجام دهيم كه براي خودمان مفيد و سودمند است! ما به خاك نمي افتيم تا امواج الكترومغناطيس تخليه شود، بلكه براي اطاعت خداي قادر متعال سجده مي كنيم! ما به فرمان خدا اعتقاد داريم كه هميشه در آن معرفتي است! ايمان ما بخاطر آفريننده است! او همه چيز را مي داند! اما،از
آنجا كه دليل علمي وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود تا هرآنچه مسلمانان
انجام مي دهند را ببينند؛ نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
َمن
حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما
یَحذَرُ (بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397) نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
پيرزال حضرت عيسى بن مريم فرمود : من دنيا را بصورت پيرزالى ازرق چشم ديدم كه بر او تمام زينتها بود از او پرسيده شد كه چند تا شوهر كردهاى گفت حساب ندارد و از او پرسيدند كه همه مردند يا ترا طلاق دادند پاسخ داد كه تمام آنان را كشتم بدو گفته شد واى بر حال شوهرهاى آيندهى تو كه چطور از حال شوهرهاى گذشتهاتپند و اندرز نمىگيرند و چطور از تو نميترسند . ارشاد القلوب-ترجمه رضايى ج1 435 باب پنجاه و يكم خبرهائى كه از رسول خدا نقل شده ..... ص : 410
نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام در برابر اظهار انبساط أبو بكر از بيعت مردم متن زير از کتاب احتجاج طبرسي نقل ميشه خيلي جالبه حتماً تا آخر بخونيد : احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام در برابر اظهار انبساط
أبو بكر از بيعت مردم امام جعفر صادق عليه السّلام بواسطه پدران گرامش عليهم السّلام
گويد: وقتى مردم با أبو بكر بيعت كرده و با امام علىّ عليه السّلام آن رفتار نمودند،
پيوسته أبو بكر نسبت به حضرت أمير عليه السّلام اظهار انبساط و خوشروئى كرده، و از
انقباض و گرفتگى علىّ بن ابى طالب حيران و دلنگران بود، به همين خاطر بسيار مايل بود
با او خلوتى داشته و عقده دل او را گشوده و رضايت خاطر آن حضرت را به هر ترتيب فراهم
نمايد، تا عرض كند كه چرا بيعت را پذيرفته با اينكه هيچ رغبت و ميلى به آن نداشته است.
بنا بر اين از آن حضرت درخواست نمود كه ساعتى را براى مذاكره خصوصى انتخاب نمايد. پس
مجلس برپا شد و أبو بكر اين گونه سخن آغاز نمود: اى أبو الحسن، به خدا سوگند كه اين
جريان روى تبانى و اقدام و رغبت و حرص من صورت نگرفت، و در آن هيچ اعتمادى به خود نداشتم
كه بتوانم از پس اين امر بر آمده و امور امّت را آن طور كه بايد اداره كنم. و من فاقد
هر گونه قدرت مالى و كثرت عشيره بودم، تا از آن طريق اساس نقشه خود را استوار نمايم.
پس براى چه از من دلتنگ و ملول بوده و آن را كه در باره من نشايد تصوّر مىكنى، و با
نظر بغض و عداوت به من مىنگرى؟! أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود: اگر به اين امر
رغبت و ميلى نداشتى، براى چه خود را به آن حاضر نموده و در اين عمل پيشقدم شدى؟ أبو بكر گفت: بخاطر حديثى بود كه از رسول خدا صلّى اللَّه
عليه و آله شنيدم كه فرموده: «براستى كه خداوند امّت مرا بر گمراهى و خطا جمع نمىكند»،
و چون جمع ايشان را ديدم از همان فرمايش پيروى نموده و هرگز گمان نبردم كه اجماع امّت
خلاف هدايت و از گمراهى باشد، و به همين خاطر تن به اين تكليف سپردم، و اگر مىدانستم
حتّى يك نفر هم از اين امر امتناع خواهد ورزيد بطور مسلّم از پذيرش آن خوددارى مىكردم. ادامه مطلب نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
آرامش در زندگي گروهي از فارغ التحصيلان قديمي يک دانشگاه که همگي در حرفه خود آدم هاي موفقي شده بودند، با همديگر به ملاقات يکي از استادان قديمي خود رفتند. پس از خوش و بش اوليه، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضيح مي داد و همگي از استرس زياد در کار و زندگي شکايت مي کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با يک کتري بزرگ چاي و انواع و اقسام فنجان هاي جوراجور، از پلاستيکي و بلور و کريستال گرفته تا سفالي و چيني و کاغذي (يکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاي دعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاي ريختن براي خودشان را بکشند. پس از آن که تمام دانشجويان قديمي استاد براي خودشان چاي ريختند و صحبت ها از سر گرفته شد، استاد گفت: «اگر توجه کرده باشيد، تمام فنجان هاي قشنگ و گران قيمت برداشته شده و فنجان هاي دم دستي و ارزان قيمت، داخل سيني برجاي مانده اند. شما هر کدام بهترين چيزها را براي خودتان مي خواهيد و اين از نظر شما امري کاملاً طبيعي است، امّا منشاء مشکلات و استرس هاي شما هم همين است. مطمئن باشيد که فنجان به خودي خود تاثيري بر کيفيت چاي ندارد. بلکه برعکس، در بعضي موارد يک فنجان گران قيمت و لوکس ممکن است کيفيت چايي که در آن است را از ديد ما پنهان کند. چيزي که همه شما واقعاً مي خواستيد يک چاي خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. امّا شما ناخودآگاه به سراغ بهترين فنجان ها رفتيد و سپس به فنجان هاي يکديگر نگاه مي کرديد. زندگي هم مثل همين چاي است. کار، خانه، ماشين، پول، موقعيت اجتماعي و .... در حکم فنجان ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهداري و دربرگرفتن زندگي است. نوع فنجاني که ما داشته باشيم، نه کيفيت چاي را مشخص مي کند و نه آن را تغيير مي دهد. امّا ما گاهي با صرفاً تمرکز بر روي فنجان، از چايي که خداوند براي ما در طبيعت فراهم کرده است لذت نمي بريم. خداوند چاي را به ما ارزاني داشته ولي ما عموما فقط به فنجان توجه ميكنيم. از چايتان لذت ببريد. خوشحال بودن البته به معني اين که همه چيز عالي و کامل است نيست. بلکه بدين معني است که شما تصميم گرفته ايد آن سوي عيب و نقص ها را هم ببينيد. در آرامش زندگي کنيد، آرامش هم درون شما زندگي خواهد کرد. نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
بخشى از خطبه حضـرت زهرا (س) بخشى از خطبه حضـرت زهرا (س) حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود: خـداونـد ايمـان را بـراى تطهيـر شمـا از شـرك قـرار داد، و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر، و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان، و روزه را براى تثبيت اخلاص، و حج را براى قوت بخشيدن دين ، و عدل را براى پيراستن دلها، و اطاعت ما را براى نظم يافتن ملت، و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه، و جهاد را براى عزت اسلام، و صبر را براى كمك در استحقاق مزد، و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ، و نيكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ، و صله ارحام را وسيله ازدياد نفرات، و قصاص را وسيله حفظ خون ها، و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ، و به انـدازه دادن تـرازو و پيمـانه را بـراى تغييـر خـوى كـم فـروشـى، و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكيزگـى از پليـدى ، و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت، و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ، و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ، بنابـرايـن ، از خـدا آن گـونه كه شايسته است بتـرسيد و نميريد، مگر آن كه مسلمان باشيد، و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنيد، زيرا كه از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند.( سـوره فاطر آيه28 ) (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعيد) نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
نماز و میدان مغناطیسی بدن هارولدبور از دانشگاه ييل براي اولين بار با انجام يك آزمايش ساده، به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پي برد..... آن گونه كه از تصاویر به دست آمده از میدان مغناطیسی زمین پیداست،به طور شگفتانگیزی اگر انسان در هر نقطه از زمین رو به قبله بایستد،میدان مغناطیسی بدنش بر میدان مغناطیسی زمین منطبق میگردد و در مدتی كه در نماز است میدان بدنش منظم میشود یاد آوری میكنیم بیان نتایج مثبت تحقیقات علمی در رابطه با هریك از مسائل شرعی بدان معنی نیست كه دلیل حتمی و قطعی و نهایی انجام یك فریضه را كشف كرده باشیم نه منظور این است یكی از فوایدی كه بشر با آن دانش محدود خود در را بطه با یك فریضه دینی كشف كرده است این است و این قبیل مسائل برای كسانی كه خود را بسیار روشن فكر ! تصور می كردند و گاها بسیاری از اعمال را كه دلیلش را نمی فهمند انكار می كنند بسیار مفید است نه آنها كه به كلام وحی و رسول خدا باور دارند و به انچه تكلیف آنهاست عمل می كنند حتی اگر علم امروز تصور كند این اعمال برای انسان مضر است . ادامه مطلب نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
حكمتهاى نهفته در بهار و خزان درختها [حكمتهاى نهفته در بهار و خزان درختها] توحيد مفضل-ترجمه علامه مجلسى ..... ص : 199 تفكّر كن در انواع تدبير عليم قدير در اصناف شجر، به درستى كه سالى يك مرتبه مىميرد و حرارت غريزيّه در جوفش محتبس و پنهان مىگردد و متولد مىگردد در آن مواد ميوهها، پس در فصل ربيع زنده مىشود و به حركت مىآيد و انواع فواكه را كه براى تو حاضر مىسازد هر ميوه را در وقتش چنانچه در ضيافتها هر لحظه حلواى لطيفى و طعام ظريفى نزد تو آورند، چون نيك تأمل كنى درختان باردار انواع لطائف بىشمار به كف گرفتهاند و نزد تو دراز كرده و در صحن باغ شاخههاى گل و طبقهاى رياحين و نسرين و ياسمين به دست برداشتهاند و نزد تو داشتهاند كه هر يك را خواهى بگيرى اگر عقل دارى چرا ميزبان خود را نمىشناسى؟
ادامه مطلب نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
بخوان و فکر کن ! بخوان و فکر کن ، اين نوشته براي توست ، سخني از طبيب دردها : عيبهاى نفس و مجاهده با خواهشهاى نفسانى امام صادق عليه السّلام به مردى فرمود: تو را طبيب خودت گرداندهاند، و درد را هم برايت گفتهاند، و نشانه سلامتى را نيز به تو آموختهاند، و به دارو هم راهنمايى راهنمايىشدهاى، اينك بنگر كه چگونه خودت را حفظ مىكنى. خودت در فكر خود باش، و گر نه ديگرى به فكر تو نخواهد بود. دلت را براى گفتگو به خودت نزديك كن، و كارت را همچون پدرى فرض كن كه از او پيروى مىكنى، و نفست را همچون دشمنى بدان كه با آن مبارزه مىنمايى، و مالت را چون عاريهاى بدان كه بايد آن را برگردانى. نفست را از آنچه زيان مىبيند قبل از اينكه تو را ترك گويد نگه دار، و در رهايى از آن بكوش همچنانچه در طلب روزى مىكوشى، زيرا نفس تو در گرو كردار توست. عيب خود را قبل از عيب ديگران ببين. امام صادق عليه السّلام فرمود: سزاوار نيست كه مؤمن خودش را خوار كند، راوى پرسيد: چگونه خودش را خوار مىكند؟ فرمود: كارى را انجام ندهد كه بعد مجبور به عذر خواهى شود. مشكاة الانوار-ترجمه هوشمند و محمدى متن 517 فصل اول: در عيبهاى نفس و مجاهده با خواهشهاى نفسانى ..... ص : 517 نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
ای مدينه خانه ات ويران شدن ، زود است زود ای مدينه خانه ات ويران شدن ، زود است زود اهل خانه بي سر وسامان شدن ، زود است زود آنکه آيات خدا مي ريخت از گفتار او متهم بر گفتن هذيان شدن ، زود است زود اي مدينه يادگاري را که پيغمبر گذاشت در ميان شعله ها سوزان شدن ، زود است زود آنکه نتوانست گريانش ببيند مصطفي از هجوم رنج و غم گريان شدن ، زود است زود خانه زهرا که عمری بوسه گاه احمد است قتلگاه عصمت يزدان شدن ، زود است زود آنکه جايگاه بوسه احمد بود بر دست او سينه اش را ميخ در، مهمان شدن ، زود است زود نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
راه روشن حق اى مردم در راه راست، از كمى روندگان آن نهراسيد، زيرا اكثر مردم بر گرد سفرهاى جمع شدند كه سيرى آن كوتاه، و گرسنگى آن طولانى است. اى مردم، همه افراد جامعه در خشنودى و خشم شريك مىباشند، چنانكه شتر ماده ثمود را يك نفر دست و پا بريد، امّا عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت، زيرا همگى آن را پسنديدند. نهج البلاغة-ترجمه دشتى ترجمه خطبه 201 ..... ص : 423 (اين سخنرانى بر منبر مسجد كوفه ايراد شد) نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
به کعبه گفتم: تو از خاکي منم خاک ، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد: تو با* پا* آمدي بايد بگردي ، برو با* دل* بيا تا من بگردم نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
مناظره پيامبر (ص) با مخالفان اسلام قسمتى از فرمايشات پيامبر صلى الله عليه و آله پيرامون جدال و احتجاج و مناظره با مخالفان اسلام ..... رسول گرامى اسلام فرمود: اى ابو جهل آيا قصّه ابراهيم؛ هنگامى كه به مقام ملكوت بالا رفت را در اين آيه شنيدهاى كه: «و بدينسان ابراهيم را ملكوت آسمانها و زمين مى- نموديم [تا گمراهى قوم و يگانگى خدايش را دريابد] و تا از أهل يقين باشد- انعام: 75» خداوند چون او را به آسمان بالا برد قدرت بينايى و ديدش را قوى گردانيد، تا آنجا كه ابراهيم بر زمين و بر اعمال ظاهر و پنهان مردم مطّلع گرديد. در پى آن به مرد و زنى نگريست كه مرتكب عمل فحشا بودند. با ديدن اين صحنه بر آن دو نفرين كرده و در دم هلاك شدند. سپس همين ماجرا تا سه بار براى افراد مختلفى رخ داد و او نيز نفرين نموده و هلاك شدند، در اين هنگام خداوند به او وحى فرمود كه: «اى ابراهيم دست از نفرين كردن بندگانم بردار! زيرا من پروردگارى مهربان و بخشاينده و حليم هستم، گناه بندگانم ضررى بحال من ندارد همچنان كه طاعتشان مرا سودى نمىرساند، و من آنان را براى تشفّى خاطر مجازات نمىكنم، پس خود را در نفرين نمودن بندگانم نگه دار، زيرا [وظيفه تو فقط انذار است و] مرا در حكومت و سلطنت جهان شريكى نيست، و هر گونه اختيار بندگان و جهانيان در دست من است، و عاقبت بندگان گنهكارم از سه حال خارج نيست: يا توبه كرده و من مىپذيرم و گناهانشان را بخشيده و آن را مىپوشانم. و يا بسبب نسل مؤمنى كه در آينده از آنان بوجود مىآيد عذابم را از ايشان باز مىدارم، و والدين كافرشان را مهلت مىدهم. و همين كه آن نسل از اصلابشان خارج شود آنان را عذاب نموده و مشمول گرفتارى و بلايم مىسازم. و در غير آن دو گروه، اگر بندهاى مرتكب گناه شود، در دنيا از عذابش صرف نظر كرده و او را بعذاب سخت و آتش سوزان قيامت وامىگذارم. كه قهر و عذاب من باندازه جلال و عظمت خودم مىباشد. اى إبراهيم ميان من و بندگانم را واگذار، زيرا من به آنان بيش از تو مهربانم! ميان من و ايشان را واگذار كه من جبّار و حليم، دانا و حكيم هستم، صلاح بندگانم را تشخيص داده، و قضا و قدر خود را بر آنان اعمال مىكنم». سپس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: اى ابو جهل بدان كه خداوند تنها بدين خاطر عذابش را از تو بازداشته كه مىداند از صلب تو نسل پاكيزهاى چون پسرت عكرمه بدنيا آيد. و كار مسلمين بجايى رسد كه در صورت اطاعت خدا و رسول او نزد پروردگار عزيز و محترم گردند و گر نه عذاب بر آنان نازل گردد. و همچنين است كار سائر افراد قريش، با اين پيشنهاداتشان فقط مهلت داده شدهاند، زيرا خداوند مىداند در آينده برخى از آنان به محمّد ايمان آورده و خوشبخت مىشوند. و پروردگار متعال مانع اين سعادت نشده و از آنان دريغ نمىفرمايد. و يا بخاطر اينكه شايد فرزند مؤمنى از او متولّد شود، پدر را مهلت دهد تا فرزند به سعادت رسد، و اگر رعايت اين نكته نبود عذاب بر همه آنان نازل مىشد. اى ابو جهل به آسمان بنگر!. او چشم خود به آسمان دوخت و ناگهان دربها گشوده گشت و آتشهايى به خطّ راست به سمت آنان فرود آمد، بطورى كه همه آنان خصوصا ابو جهل حرارتش را حسّ كرده و از ترس بخود لرزيده و مضطرب شدند. احتجاج طبرسی-ترجمه جعفرى، ج1، ص: 60
نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
امام حسین (ع) از دیدگاه دانشمندان
ادامه مطلب نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
گريه بر حسين (ع) هدف نيست بلكه وسيله است انا قتیل العبرات ، لایذ کرنی مومن الا بکی من کشته اشکهایم و هیچ مومنی نام مرا نمی شنود مگر اینکه اشکش سرازیر شود 1- گريه بر حسين (ع) هدف نيست بلكه وسيله است لذا نبايد از آن يك استراتژي ساخت و نبايد آنرا فرم ثابت و لايتغير فرهنگ عاشورا پنداشت و تنها به آن بسنده کرد . ادامه مطلب نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
کونوا دعاه الناس بغير السنتکم مردم را به غير زبان به حق دعوت کنيد امام صادق (ع)
اي کاش بيش از آنکه در ظاهر (شايد هم فقط در اسم ) ادعاي مسلماني داريم حداقل اندکي به سخنان امامانمان اعتماد و عمل کنيم ! به اميد آن روز . . . نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
شايد كه عمل كنيم شايد كه عمل كنيم: تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست. براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است! اما ك شورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعهيافته و ثروتمند هستند. تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست. ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوههايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند. مثال بعدي سويس است. كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نميآيد اما بهترين شكلاتهاي جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود. سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شدهاست (بانكهاي سويس). افراد تحصيلکردهاي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد. نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي ميگيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل ميشوند. پس تفاوت در چيست؟ تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است. وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم، متوجه ميشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير كه (توسط كشورهاي پيشرفته معرفي شده است) در زندگي خود پيروي ميكنند: 1. اخلاق به عنوان اصل پايه 2. وحدت 3. مسئوليت پذيري 4. احترام به قانون و مقررات 5. احترام به حقوق شهروندان ديگر 6. عشق به كار 7. تحمل سختيها به منظور سرمايهگذاري روي آينده 8. ميل به ارائه كارهاي برتر و فوقالعاده 9. نظمپذيري ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بودهاست. ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شدهاست. و اما بعد ! ! ! شايد اگر در اصول خودمان نيز نگاهي بيندازيم چيزهايي مشابه آن ببينيم. كه امير المومنين خطاب به ياران خود مي فرمود: آنان(اطرافيان و ياران معاويه) در باطل خود استوارند و شما در حق خود سست هستيد. آيا واقعا ما اهل كوفه نيستيم . . . . . . ؟ نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
بندگان خدای رحمان به نام خدا سوره فرقان آيه 63- 77 بندگان خدای رحمان آن کسانند که در روی زمين به فروتنی راه می روند و چون جاهلان آنان را مخاطب سازند ، به ملايمت سخن گويند و آنان که شب را در سجده يا در قيام برای پروردگارشان به صبح می آورند و آنان که ميگويند: ای پروردگار ما ، عذاب جهنم را از ما بگردان ،زيرا عذاب جهنم عذابی است دايم ،جهنم بد قرار گاه و بد مکانی است و آنان که چون انفاق می کنند اسراف نمی کنند و خست نمی ورزند بلکه ميان اين دو ، راه اعتدال را می گيرند و آنان که با خدای يکتا خدای ديگری نمی گيرند و کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده ، مگر به حق نمی کشند و زنا نمی کنند و هر که اين کارها کند، عقوبت گناه خود را می بيند و عذابش در روز قيامت مضاعف می شود و تا ابد به خواری در آن عذاب خواهد بود ، مگر آن کسان که توبه کنند و ايمان آورندو کارهای شايسته کنند خدا ، گناهانشان را به نيکي ها بدل می کند و خدا آمرزنده و مهربان است و هر که توبه کند و کار شايسته کند ، به شايستگی نزد خدا بازگردد و آنان که به دروغ شهادت نمی دهند و چون بر ناپسندی بگذرند ، با بزرگواري از آن مي گذرند و آنان که چون به آيات پروردگارشان اندرزشان دهند ، چون کران و کوران بر آن نيافتند (با تعقل آن را بپذيرند ) و آنان که می گويند : ای پروردگار ما ، ديدگان ما را از همسران و فرزندانمان آرام گردان ، و ما را پيشوای پرهيزگاران گردان اينان همان کسانند که به خاطر صبری که تحمل کرده اند غرفه های بهشت راپاداش يابند و در آنجا درود و سلامي شنوند ، جاودانه در آنجا باشند چه نيکو قرارگاه و مکانی است بگو : اگر دعا وعبادت شما نباشد پروردگارم به شما اعتنايي ندارد ، شما که تکذيب کرده ايد بزودي نتيجه اش را خواهيد ديد نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
چقدر خنده داره به نام خدا چقدر خنده داره که يک ساعت عبادت به درگاه الهی دير و طاقت فرسا می گذره ولی ۹۰دقيقه بازی يک تيم فوتبال مثل باد می گذره! چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه اما وقتی که با همون مقدار پول به خريد می ريم کم به چشم مياد! چقدر خنده داره که يه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر مياد اما يه ساعت فيلم ديدن به سرعت ميگذره! چقدر خنده داره که وقتی می خوايم عبادت و دعا کنيم هر چی فکر می کنيم چيزی به فکرمون نمی ياد تا بگيم اما وقتی که می خوايم با دوستمون حرف بزنيم هيچ مشکلی نداريم! چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تيم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بريم و از هيجان تو پوست خودمون نمی گنجيم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نيايش طولانی تر از حدش می شه شکايت می کنيم و آزرده خاطر می شيم! چقدر خنده داره که خوندن يه صفحه و يا بخشي از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترين کتاب رمان دنيا آسونه! چقدر خنده داره که سعی می کنيم رديف جلو صندلی های يک کنسرت يا مسابقه رو رزو کنيم اما به آخرين رديف يک مکان مذهبی مثل مسجد تمايل داريم! چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هيچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پيدا نمی کنيم اما برای بقيه برنامه ها رو سعی می کنيم تو آخرين لحظه هم که شده انجام بديم! چقدر خنده داره که شايعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنيم اما سخنان قرآن رو به سختی باور می کنيم! چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اينکه به چيزی اعتقاد پيدا کنند و يا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن! چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طريق پيام کوتاه و يا ايميل به ديگران ارسال می کنيد به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گيرد اما وقتی که سخن و پيام الهی رو می شنويد دو برابر در مورد گفتن و يا نگفتن اون فکر می کنيد! خنده داره . اينطور نيست؟! نوشته شده توسط مصطفوی | لینک ثابت |
|
پیغام مدیر
![]() درباره وبلاگ
جستجو در گوگل
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >DaRiUsH KaMaNi